Saturday, October 08, 2005

http://weblog.aminsabeti.com/archives/2005/09/000786.html

در جامعه‌ی ما وجود داشتن یا نداشتن یک مویرگ (پرده‌ی بکارت) تا جایی اهمیت دارد که ممکن است جان فرد را هم بگیرد!به نظر من پرده‌ی بکارت موضوعی بسیار مسخره‌ای است که بدون دلیل خاصی برای ما ایرانیان، دارای اهمیتی صد چندان شده است. البته این طرز فکر مسخره‌ی ما به فرهنگ مردسالاری ما برمی‌گردد که مردان همه چیز را برای خود می‌خواهند و برای زنان به اندازه‌ی دو زار هم ارزش قائل نیستند. علت این حرف من هم به این برمی‌گردد که اکثر مردان ایرانی خودشان قبل از ازدواج با هزارن دختر جوان س ک س دارند اما می‌خواهند که همسرِ آینده‌یشان با هیچ کسی س ک س نداشته باشد! آخر چگونه می‌شود که مثلاً من با هزاران نفر سکس داشته باشم و سپس انتظار داشته باشم که همسر آینده‌ام با هیچ کسی سکس نداشته باشد؟! قدیمی‌ها یک ضرب‌المثل خوب دارند که می‌گه: هرجا یه مطلبی بود حتما دنباله اش یه جا لینک شده

مردهای فاحشه

امروز مي‌خوام به کمک شما که دور از جون، صدا ازهیچ ‌کدومتون در نمياد، بررسي کنيم ببينيم چرا اين مردهاي بي همه چيز بعد از چند وقت که از ازدواجشون ميگذره، فيلشون ياد هندوستان ميکنه...بعله ديگه ...بحث شيرين زيرشيکم داريم امروز...خُبجونم براتون بگه ، من بعنوان يه مرد ميخوام احساس يه مرد روصادقانه مطرح کنم، شما هم آقايون و خانمها لطفا لالموني نگيرين و يه چيزي بگين...واما بعدفرض ميکنيم با يه پسر چشم و گوش بسته روبرو هستيم که تا شب ازدواجش چشمش به جمال لاپاي منور خانمها آشنا نشده وتازه ميخوادشب زفاف بسلامتي مراسم پرده برداري یه نازنين دختر رو که بازم فرض کنيم مثل خودش بوده، بجا بيارهبيخودي آب دهنتونو قورت ندين... برین بخونین ببینین چی نوشته گل به سر قند عسل

معاینه پرده بکارت

سوسن صادقي
روز پنج شنبه 30/6/84 در سايت خبرگزاري ايسنا مطلبي با عنوان «آزمايش سلامت دختران و لزوم آموزش اجتماعي » درج شده بود كه در واقع زنگ خطري است براي يك تعدي ديگر به حقوق زنان ايراني .البته خوب است بدانيم كه منظور از سلامت دختران در اين خبر همان سلامت پرده بكارت است و نه سلامت جسمي يا رواني .و خبرنگار محترم اين خبرگزار ي براي احتراز از به كار بردن عبارت قبيحه ! « پرده بكارت » دانسته يا ندانسته سلامت يك غشاء چند ميلي متري را معادل كل سلامت زنان با همه گستردگي معنايي اش به شمار آورده است.در خبر ايسنا ، تلويحا آمده که باید بری بقیه مطلب رو سرجای خودش بخونی..

اینجا صدای آسمون

پانته‌آ از وبلاگ گلخونه و کیوان استارت را زدند و بالاخره من هم خودم را متقاعد کردم که در باب بکارت آن‌چه که چند وقته می‌خواهم بنویسم، بنویسم. نوشته، کلیک کن

پرده کذایی

چند روز پیش جایی بودم و بحث کشیده شد به اینکه خیلی از دور و بریا دارن طلاق می‌گیرن و مشکلشون هم مسائل اخلاقیه. متاسفانه اینجا معجونی شده از ناهنجاریهای رفتاری که معلوم نیست از کجا باید درستش کرد. ازدواج‌هایی که معیاراش شدیدن در پیتیه و مهمترین مساله‌اش اینه که کدوم آرایشگاه برم و شام چی بدیم، نتیجه‌اش بهتر از این هم نمی‌شه. اما یکی از مواردی که حرف زدن درباره‌اش تابو محسوب می‌شه مسائل جنسیه. یکی از شاخه‌هاش هم حفظ بکارته و اینکه جامعه برای زن این حقو قائل نمی‌شه که سکس رو تجربه کنه وداشتن پرده‌ی کذایی رو یه ارزش می‌دونه. بقیه اش رو اونجا خودش نوشته

*آيا به بكارت در هنگام ازدواج اعتقادی دارید يا نه؟!

من اونجا هم جواب دادم اما اینجا تکرار و کاملش میکنم. من به بکارت در هنگام ازدواج نه برای زن و نه برای مرد اعتقاد ندارم. اصولا اعتقاد دارم که دو طرف باید همه چیز رو با هم تجربه کنند و اگه هنوز با هم بودن رو دوست داشتند به فکر ازدواج بیفتند. به بکارت اعتقاد ندارم چون بعد از اولین تجربه سکس در جدیدی از نظر ذهنی برای آدم باز میشه و یه میلیون سئوال پیش میاد که بهتره آدم جواباشو پیدا کنه قبل از اینکه بخواد وارد مساله ای مثل ازدواج بشه. من اعتقاد دارم که بقیه اش سر جای خودشه

بکارت من بکارت تو

قبل از اینکه برای یک معضل اجتماعی فرهنگی قلم بر صفحه ی سفید بکشیم، بهتر آن است که جامعه ی خود را بشناسیم و پس از آن نظر دهیم که با معیارهای این جامعه می خواهیم پیش برویم یا نه ؟مذهب هنوز در ایران حرف اول را برای مردمانش می زند، این روزها همان مردانی که تا دیروز عرق سگی میل می نمودند، با دهان های بد بویشان روزه های خود را چنان سخت می گیرند که از آنها مسلمان تر پیدا نمی شود. اینان همان آنند که همه روز سال دنبال سکس هستند حتی اگر نتوانند، با چشم هایشان هیکل دختران را برانداز می کنند اما تا وقت ازدواج می رسد دنبال باکره ترین دختر شهر می روند که آفتاب ندیده باشد. بقیه اش سرجای خودشه

النجابه من البکاره

این دوستم خیلی جنتلمنانه پرسید و این یکی بیشتر آزاداندیشانه و خیلی کامل جوابش رو داد، اما من تاب نیاوردم که میانه ماجرا رو دوباره ندرم. تا اونجایی که به حیطه تفکر مستقل اشخاص و میزان مالکیتشون بر بدن خودشون مربوط میشه، بله، من هم مثل پانته آ داشتن بکارت رو حیطه ای نمی دونم که کسی بخواد یا بتونه و یا حق داشته باشه که به کس دیگه ای تحمیل کنه، و باز هم بارها اینو گفتم که از نظر من کسی که به حیطه سکس وارد نشده (سکس با حفظ بکارت یا بدون اون) قطعا بخش عمده ای از کلاسهای درس زندگی رو پاس نکرده بقیه اش سرجای خودشه

باکره بودن یا نبودن، نظر شما چيه؟!

شام رو پيتزا پاشا خورديم و به پيشنهاد داش علی كه پنداری حالش خيلی بهتر از بقيه بود! قرار شد بريم پارك طالقانی و توی اون هوای مطبوع پاييزی قدمی بزنيم و گپی. ناخواسته بحث ازدواج و معضلات و مشكلات جوونها و ديدگاه‌های دختر و پسرهای دم‌بخت شد و نمی‌دونم چی شد كه بحث به باكره بودن و وجود يا عدم وجود اين پرده و لايه دردسر ساز در وجود خانم‌ها شد! بقیه اش سرجای خودشه

کمک

این بلاگرولینگ پیوندکده عجب دهنی از من سرویس کرد، از اونجا و چند جای دیگه دویست و بیست تا لینک دادم. تازه کلی هم مونده. فعلا چند تا مطلب جدید که دیدم اینجا مینویسم تا خالی نباشه. اینجا همه چی آزاده اما در حدی که مردم و تیم فیلتری شاکی نشن غیر از اون خیالاتی نیست. اینجا هم ممکنه لینک داده بشه هم مطلب نوشته بشه هم از جایی نوشته بشه خلاصه همه جور آجیله اما تو زمینه های مسایل و مشکلات جنسی و سکسی ما ایرونی ها. قربون همه تون.
یه نفر هم کمک کنه بگه چطوری فونت تاهوما و راست به چپی رو تو بلاگر درست کنم. مرسی
هرکی خواست تو مایه های وبلاگ بنویسه یه ایمیل بفرسته براش شناسه درست کنم بتونه لینک بده یا مطلب بنویسه.
ایمیل: iranjensy@gmai.com

ایران جنسی

ایران جنسی یه وبلاگ گروهیه که هرکی از دختر و پسر و زن و مرد و پیر و جوون میتونن عضوش بشن و توش بنویسن. هیچ خط قرمز و سانسوری هم نداریم و محور کلی وبلاگ هم براساس مشکلات و مسایل جنسی ایرونی ها دور میزنه اما مثلا قرار نیست هرکی میخواد یه پستی بنویسه بیاد داستان سکسی و خاطره و چه میدونم یه چیزایی بگه که زودی وبالگو فیلتر کنن. بیاین بنویسین اما بیاین یه وبلاگی درست کنیم که بمونه و بشه یه جایی که مشکلی رو حل کنه و دردی دوا کنه نه یه جای بدنام و اگه کسی اینطوری کنه منم یادداشتهای خیلی سکسی که مردم بدشون بیاد رو پاک میکنم پس بیاین همکاری کنیم. فعلا قربون همه تون.